تبليغاتX
گروه زیست شناسی نجف آباد
سرمقاله شماره ۴۶ پيام انجمن ژنتيک ايران

::مهرداد نوروزی نيا::

::محمد تقی اکبری::

سخني با همكاران ژنتيك پزشكي درباره مراقبت هاي زنتيكي دوران بارداری

 

"تست هاي غربالگري حاملگي و چالش هاي موجود"

 

ارائه خدمات ژنتيك در زمان بارداري امر مهمي است كه خوشبختانه به همت پيشكسوتان ژنتيك در ايران آغاز شد ه و به كمك مشاورين ژنتيك و متخصصين ژنتيك مولكولي و سيتوژنتيك در حال انجام است. چنين خدماتي مطمئنا نقش بسزايي در كاهش بيماري هاي ژنتيكي ارثي در جامعه خواهد داشت. با اين حال به نظر مي رسد خدمات ژنتيكي استاندارد در زمان بارداري هميشه دردسترس نمي باشد.

نفس استفاده از تست هاي غربالگري زمان بارداري مانند تست سه گانه يا Triple  Test، شناخت حاملگي هاي با ريسك بالا مي باشد. طبيعتا تست هاي تشخيصي مانند كاريوتيپ فقط زماني مي توانند موثر باشند كه گروه در ريسك به درستي شناخته شده باشد. استفاده صحيح از اين روش ها در بسياري موارد مي تواند تريزومي هاي شايع در زمان بارداري، بسياري از آنومالي هاي جنيني و بيماري هاي متابوليك و غيره را تشخيص دهد. از طرف ديگر اگر اين روش هاي غربالگري به درستي و به صورت استاندارد مورد بهره برداري قرار نگيرند، عوارض بسياري براي خانواده ها، پزشكان و حتي متخصصين ‍ژنتيك خواهند داشت. ايجاد استرس نابجا يا اطمينان كاذب در خانواده ها، سلب اطمينان همكاران پزشك معالج و سرخوردگي متخصصين ژنتيك از جمله عوارض غربالگری‌هاي غير استاندارد مي باشد. 

عليرغم اهميتي كه شرايط بهينه انجام اين تست ها (مهمترين آن سن مناسب جنين براي هر يك از تست ها) دارد، مطمئنا تمام ما با بارداري هايي كه به طور غير استاندارد كنترل شده اند برخورد كرده ايم. انجام اولين سونوگرافي در 18 هفته بارداري، NT در 22 هفته بارداري و Triple Test در 23 هفته بارداري ديگر موجب تعجب نگارندگان نمي شود!  اما چرا چنين وضعيتي وجود دارد و چگونه می‌توان آن را اصلاح كرد؟

انجام مشاوره هاي ژنتيك در كشور هاي داراي تخصص ژنتيك باليني به عهده متخصص ژنتيك مي باشد. ژنتيك باليني تخصص نوپايي است كه قدمت 30 تا 40 سال در كشور هاي اروپايي دارد. نياز به اين تخصص از آنجا ناشي شده است كه در بالين بيمار و يا در بررسي ژنتيكي بيمار علاوه بر دانش ژنتيك احتياج به مهارت‌هاي بسيار بيشتري مي باشد كه اهميت آنها كمتر از قانون مندل نمي باشند.

در بسياري از تخصص ها ي قديمي تر ارائه خدمات به نحو كمابيش استاندارد با نظارت بر تحصيلات دانشگاهي و اهتمام به امر آموزش مداوم تا حدودي قابل كنترل مي باشد. اما ژنتيك پزشكي تا حدودي متفاوت مي باشد. سرعت رشد اين علم، نوپا بودن ژنتيك پزشكي در ايران و نا همگن بودن تحصيلات و تجربه افرادي كه در اين زمينه فعاليت مي كنند، شرايطي را فراهم كرده است كه اقدام عاجل انجمن هاي علمي از جمله انجمن ژنتيك ايران را مي طلبد. به عنوان مثال، هرچند وجود همكاراني كه با پيش زمينه هاي تحصيلي مختلف در ژنتيك پزشكي فعاليت مي كنند، سرمايه عظيمي براي جامعه ژنتيك مي باشند ولي به علت ناهمگني در تحصيلات و تجربه اين افراد، عدم هماهنگي در ارائه خدمات ژنتيكي چه از نظر باليني و چه از نظر آزمايشگاهي ايجاد شده است كه در صورت عدم توجه، مي تواند به مرحله نگران كننده‌اي برسد.

از طرف ديگر، هر چند ارائه دهندگان خدمات ژنتيكي به مردم، همكاران محترم متخصص ژنتيك مي باشند ولي در بسياري از موارد، ارائه صحيح اين خدمات احتياج به عمكرد صحيح متخصصين ديگر دارد. اگر به مسئله مراقبت هاي ژنتيكي زمان بارداري بازگرديم، انجام تست غربالگري Triple Test سه ماهه دوم و سه ماهه اول در مرحله پيش از آزمايش هاي ژنتيكي و كاريوتيپ قرار دارد، داراي نكات ظريفي مي باشد كه عدم توجه به آنها مي تواند مشكل ساز باشد. به عنوان مثال مي توان به استفاده از استاندارد هاي موجود در نرم افزار هاي محاسبه ريسك تريزومي اشاره كرد كه مخصوص جوامع ديگر مي باشند و لزوما با استاندارد هاي جامعه ايراني يا به عبارت ديگر MoM جامعه ايران مطابقت ندارند. ولي چه تعداد از آزمايشگاه هاي تشخيص پزشكي هستند كه در انجام Triple Test  به اين مطلب مهم اهميت دهند؟ شايد يكي از علل عدم وجود نتايج موفق در مقايسه با آمارهاي خارجي همين مطلب باشد. البته بديهي است كه علل و عوامل متعددي در اين مسئله دخيل هستند. به همين دليل بايستي با همكاري و همفكري عوامل ذيربط به ريشه يابي و مرتفع كردن كاستي ها پرداخت. در اين راستا مي توان با گردهمائي هاي ترويجي و آموزشي، مستند سازي و نيز تهيه دستورالعمل ها و پروتوكل هاي كاري، اشكالات را شناسائي و مرتفع نمود. شاخه انساني انجمن ژنتيك ايران كه تدوين استاندارد هاي خدمات ژنتيكي را در دست اجرا دارد، مي تواند در اين راستا اقدامات موثري را سازماندهي كند. اين اقدام شايسته اي است كه همكاري تمام متخصصين ژنتيك را در زير رشته هاي مختلف مي طلبد. در اين راستا و به علت ماهيت علم ژنتيك پزشكي كه احتياج به ارتباط تنگاتنگ با تخصص هاي ديگر پزشكي دارد، همكاري متخصصين و حتي انجمن هاي علمي رشته هاي ديگر تخصصي  لازم به نظر می‌رسد. انجام چنين كار بزرگي مطمئنا برگ زرين ديگري در سابقه انجمن ژنتيك ايران خواهد بود.

 

منبع: شماره ۴۶ پيام انجمن ژنتيک ايران


+ نوشته شده توسط رضوان انتشاری در هشتم دی 1386 و ساعت 23:42 |

آب مرواريد (كاتاراكت)

دفعات مشاهده: 7231

آب مرواريد چيست؟
آب مرواريد عبارت است از كدر شدن عدسي چشم كه بصورت طبيعي شفاف است. مانند پنجره اي كه بخار آب آنرا تار كرده باشد، آب مرواريد نيز باعث تاري ديده ميشود. عقايد غلطي درباره آب مرواريد وجود دارد، اما بايد گفت كه آب مرواريد:

  • پرده اي بروي چشم نيست
  • بر اثر استفاده بيش از حد از چشم بوجود نمي آيد
  • سرطان نيست
  • از يك چشم به چشم ديگر سرايت نمي كند
  • سبب كوري قابل برگشت نمي شود

علائم شايع آب مرواريد عبارتند از:

  • تار شدن ديد چشم كه بدون درد است
  • حساسيت به نور
  • تغييرات مكرر نمره عينك
  • دو بيني در يك چشم
  • احتياج به نور بيشتر براي مطالعه
  • كاهش ديد در شب
  • محو شدن يا زرد شدن رنگها


ديد طبيعي


آب مرواريد ممکن است سبب تاري يا عدم وضوح ديد شود

مقدار و شكل كدر شدن عدسي متفاوت است. چنانچه كدر شدن عدسي نزديك مركز عدسي نباشد ممكن است شما از وجود آب مرواريد آگاه نباشيد.

علل آب مرواريد كدامند؟
شايعترين شكل آب مرواريد ناشي از افزايش سن است. ساير علل آب مرواريدعبارتند از:

  • سابقه خانوادگي ابتلا به آب مرواريد
  • مشكلات طبي مانند بيماري قند (ديابت)
  • ضربه به چشم
  • مصرف طولاني داروها مانند كورتن
  • قرار گرفتن طولاني مدت و بدون محافظت در مقابل نور آفتاب
  • سابقه جراحي چشم

چگونه آب مرواريد تشخيص داده ميشود؟
معاينه دقيق توسط چشم پزشك ميتواند وجود و وسعت آب مرواريد، و همچنين هر گونه مشكل ديگري كه باعث كاهش ديد يا ناراحتي مي شود را مشخص كند. ممكنست علل ديگري علاوه بر آب مرواريد بويژه مشكلات پرده شبكيه و يا عصب بينايي باعث كاهش ديد شود. چنانچه اين مشكلات وجود داشته باشد، بعد از عمل آب مرواريد ممكنست ديد كامل به دست نيايد. در صورتيكه اين مشكلات شديد باشد، حتي عمل آب مرواريد نيز ممكنست باعث بهبود ديده نشود. چشم پزشك ميتواند به شما بگويد كه چقدر احتمال دارد اين مشكلات در چشم شما وجود داشته باشد.

آب مرواريد با چه سرعتي ايجاد ميشود؟
سرعت ايجاد آب مرواريد نزد افراد مختلف فرق ميكند و حتي ممكنست بين دو چشم نيز متفاوت باشد. اغلب آب مرواريد هائي كه با افزايش سن ايجاد ميشوند در طي چند سال بتدريج بوجود مي آيند. ساير آب مرواريدها بخصوص در افراد جوان و يا در بيماران مبتلا به بيماري قند ممكنست بسرعت و در طي چند ماه باعث كاهش ديد شوند. بنابراين پيش بيني دقيق سرعت پيشرفت آب مرواريد امكانپذير نيست.

آب مرواريد چگونه درمان ميشود؟
تنها راه درمان آب مرواريد جراحي است. بهر حال چنانچه علائم آب مرواريد خفيف باشد تغيير نمره عينك ممكنست موقتا مشكلات شما را حل نمايد. هيچگونه دارو، روش تغذيه، ورزش يا وسائل نوري وجود ندارد كه باعث درمان يا جلوگيري از آب مرواريد شوند. دوري از نور خورشيد ممكن است به جلوگيري يا كند شدن پيشرفت آب مرواريد كمك كند. عينكهاي آفتابي كه نور ماورا بنفش را جذب مي كنند يا عينكهاي طبي با يك پوشش ضد اشعه ماورا بنفش باعث حفاظت چشم مي شوند.

چه موقع بايستي جراحي انجام شود؟
هنگاميكه آب مرواريد بحدي باعث كاهش ديد شود كه مانع انجام فعاليتهاي روزانه بشود. اين عقيده كه آب مرواريد بايستي جهت عمل "رسيده" باشد درست نيست.

وقتي كه آب مرواريد ايجاد مي شود عدسي چشم ضخيم و كدر مي گردد. نور نمي تواند از آن به آساني عبور كند و به اين ترتيب باعث تاري ديد مي شود.

جراحي آب مرواريد هنگاميكه نيازهاي بينايي شما آن را ايجاب كند مي تواند انجام شود. شما بايد ببينيد كه آيا ديد شما در حدي است كه بدون هيچ ناراحتي كارتان را انجام دهيد يا خير؟ بدون خطر رانندگي كنيد؟ آيا مي توانيد براحتي بخوانيد و تلويزيون تماشا كنيد؟ آيا شما مي توانيد فعاليتهاي روزانه مثل پخت و پز، خريد، كارهاي منزل، خوردن داروهايتان را بدون مشكل انجام دهيد.

بر اساس مشكلاتتان، شما و چشم پزشكتان مي توانيد با هم تصميم بگيريد كه چه موقع جراحي لازم است.

انتظار شما از عمل آب مرواريد چه بايد باشد؟
سالانه بيش از دهها ميليون عمل آب مرواريد در كشورهاي پيشرفته جهان انجام مي شود كه حدود 95% اين عمل ها بدون عارضه است. در كشور ما نيز سالانه بيش از 100,000 عمل آب مرواريد با بهره گيري از روشهاي مختلف انجام مي شود.

در طي عمل آب مرواريد كه معمولاً با بي حسي موضعي انجام مي شود، عدسي كدر از داخل چشم بيرون آورده مي شود. در اغلب موارد بجاي عدسي طبيعي يك عدسي يا لنز داخل چشمي دائمي قرار داده مي شود. اين لنز براي هميشه در چشم شما باقي مي ماند و خراب يا فاسد نمي شود. چشم پزشك اين جراحي ظريف را با ميكروسكوپ و وسائل ظريف و تكنولوژي مدرن انجام مي دهد. گذاشتن يا پيوند عدسي مصنوعي توسط جراح ورزيده عوارض بيشتري را به بيمار تحميل نخواهد كرد بلكه باعث مي شود ديد بيمار بعد از عمل بسيار خوب باشد و به عينكهاي ضخيم و سنگين كه مشكلات فراواني ايجاد مي كنند نياز نداشته باشد.

در نزديك به يك پنجم بيمارانيكه عمل آب مرواريد مي شوند كپسول طبيعي كه نگهدارنده عدسي داخل چشمي است كدر مي شود و جراحي ليزر براي باز كردن اين كپسول كدر شده لازم است تا ديد مجدداً بهبود يابد.

بعد از عمل آب مرواريد شما مي توانيد تمامي كارهاي خود بجز فعاليتهاي سنگين را انجام دهيد. شما بايستي قطره هاي تجويز شده توسط جراح را بدرستي و در موقع مقرر استفاده كنيد. چندين ويزيت بعد از عمل براي كنترل كردن وضعيت بهبود چشم شما لازم است.

جراحي آب مرواريد يك عمل بسيار موفقيت آميز است. در بيش از 90% موارد ديد بهبود مي يابد مگر اينكه مشكلي در قرنيه، پرده چشم يا عصب چشم شما وجود داشته باشد. مهم است بدانيد كه ممكنست عوارض در طي عمل جراحي يا بعد از آن پيش بيايد كه باعث كاهش ديد شود. مانند هر عمل جراحي نتيجه صد در صد را نميتوان تضمين نمود.

نتيجه
آب مرواريد علت شايع كاهش ديد بخصوص در افراد مسن است اما قابل درمان مي باشد. چشم پزشك علاوه بر اينكه مي تواند به شما بگويد كه آيا كاهش ديد شما ناشي از آب مرواريد است و يا علت ديگري دارد. در تصميم گيري در مورد عمل جراحي نيز به شما كمك مي كند.

 
 

 :: ساختمان چشم انسان

 :: بيماريهاي چشمي

 :: جراحي هاي چشم

 :: دانستنيهاي چشم

 :: سؤالات رايج

 :: سؤالات خود را بپرسيد


 :: Ophthalmology Review

 :: برنامه هاي آموزشي


 :: چرا اين كلينيك؟

 :: پزشكان نور

 :: اخبار نور

 :: تماس با كلينيك


 

 جستجو:


   
+ نوشته شده توسط رضوان انتشاری در یازدهم اسفند 1385 و ساعت 0:20 |

كليات

كار اصلي چشم آن است كه نورهايي را كه از خارج دريافت مي كند طوري روي پرده شبكيه متمركز كند كه تصوير دقيقي از شيء مورد نظر روي پرده شبكيه ايجاد شود. شبكيه اين تصاوير را به صورت پيام هاي عصبي به مغز ارسال مي كند و اين پيام ها در مغز تفسير مي شوند. بنابراين براي واضح ديدن، قبل از هرچيز لازم است كه نور به طور دقيق روي پرده شبكيه متمركز شود.

ساختمان چشم شبيه يك كره است. در قسمت جلوي اين كره يك پنجره شفاف به نام قرنيه وجود دارد. نور از محيط خارج وارد قرنيه شده پس از عبور از مردمك به عدسي مي رسد. عدسي نور را به صورت دقيق روي شبكيه متمركز مي كند تا تصوير واضحي بر روي شبكيه ايجاد شود.

براي آنكه اشياء به صورت دقيق و واضح ديده شوند لازم است مسيري كه نور در چشم طي مي كند شفاف باشد و قرنيه و عدسي نور را درست روي شبكيه متمركز كنند.

پلك

وقتي جسم نوك تيزي به چشم ما نزديك مي شود ما بي اختيار پلك ها را مي بنديم. پلك ها در حقيقت ساختمان هاي تمايز يافته اي از جنس پوست و عضلات زير پوستي هستند كه وظيفه محافظت از چشم ها را بر عهده دارند. مژه ها مثل يك صافي از ورود گرد و غبار و ذرات مختلف به داخل چشم جلوگيري مي كنند. خود پلك ها دو وظيفه مهم دارند: اول آنكه مثل يك ديوار دفاعي جلوي قسمت عمده اي از كره چشم را مي گيرند و از كره چشم محافظت مي كنند، دوم آنكه پلك ها هر 5 تا 10 ثانيه يك بار باز و بسته مي شوند كه اين امر به شسته شدن ميكروب ها و ذرات خارجي از سطح چشم كمك مي كنند و در حقيقت سطح چشم را جارو مي كند. به علاوه باز و بسته شدن پلك ها به توزيع يكنواخت اشك بر روي كره چشم كمك مي كند.

ملتحمه

ملتحمه يك لايه شفاف محافظ است كه سطح داخلي پلك ها و روي سفيدي كره چشم را مي پوشاند. در ملتحمه رگ هاي خوني و گلبول هاي سفيد به مقدار زيادي وجود دارد. اين رگ ها و سلول هاي دفاعي تا حد زيادي از ورود ميكروب ها و عوامل بيماري زا به قسمت هاي عمقي چشم جلوگيري مي كند. به علاوه ترشحات ملتحمه سطح چشم را نرم و مرطوب نگه مي دارد و در حقيقت سطح چشم را روغنكاري مي كند كه اين امر باعث آسان تر شدن حركات چشم در جهات مختلف مي شود.

قرنيه

قرنيه قسمت شفاف جلوي كره چشم است كه از پشت آن ساختمان هاي داخلي تر كره چشم مثل عنبيه و مردمك ديده مي شود. قرنيه چشم را مي توان به شيشه پنجره تشبيه كرد. همانطور كه اگر شيشه پنجره كثيف باشد اشياء بيرون تار ديده مي شوند، اگر بر روي قرنيه كسي لكه يا كدورتي وجود داشته باشد فرد اشياء را تار مي بيند. به علاوه همانطور كه از پشت يك شيشه موجدار يا مشجر اشياء كج و كوله و ناصاف ديده مي شوند. در صورتي كه سطح قرنيه ناهموار باشد اشياء  ناصاف و تار ديده مي شوند.

البته قرنيه انسان يك تفاوت مهم با شيشه پنجره دارد و آن هم اينكه شيشه پنجره يك سطح صاف است در حاليكه قرنيه بخشي از يك كره است. اين ساختمان كروي باعث مي شود كه قرنيه چشم مثل يك ذره بين عمل كند و نورهايي را كه از محيط خارج وارد كره چشم مي شوند به صورت پرتوهاي همگرا درآورد كه تصوير واضحي روي شبكيه ايجاد كنند. البته در همه افراد اين امر به صورت دقيق اتفاقي نمي افتد. مثلاً اگر انحناي قرنيه كسي بيشتر از حد طبيعي باشد تصاوير به جاي آنكه روي پرده شبكيه بيفتد در جلوي پرده شبكيه تشكيل مي شود. چنين فردي نزديك بين (ميوپ) است. همچنين اگر انحناي قرنيه كسي كمتر از حد طبيعي باشد تصاوير به جاي آنكه روي پرده شبكيه بيفتند در پشت آن تشكيل مي شوند. چنين فردي دوربين (هيپروپ) است. به طوري كه مي بينيم قرنيه افراد نقش مهمي در تعيين دوربيني يا نزديك بيني يا شماره چشم افراد دارد. به همين علت اكثر روش هاي جراحي براي اصلاح ديد و شماره عينك روي اين بخش از چشم انجام مي گيرد. مثلاً در روش هاي ليزر (PRK)، ليزيك(LASIK)، لازك(LASEK) و جراحي با تيغه الماس (RK) مقدار انحناي قرنيه تغيير مي كند و شماره چشم فرد اصلاح مي شود. همچنين استفاده از لنز تماسي (كنتاكت لنز) كمك مي كند كه انحناي قرنيه فرد موقتاً به اندازه مطلوب برسد و ديد فرد اصلاح شود.

عنبيه و مردمك

عنبيه بخش رنگي پشت قرنيه است كه رنگ چشم افراد را تعيين مي كند. رنگ اين بخش در چشم افراد مختلف متفاوت است و از آبي و سبز تا عسلي و قهوه اي تغيير مي كند. در وسط عنبيه سوراخي به نام مردمك وجود دارد كه مقدار نور وارد شده به چشم را تنظيم مي كند. كار مردمك مثل پرده اي است كه پشت پنجره آويزان شده و نور ورودي به اتاق را كم و زياد مي كند. همانطور كه وقتي نور خارج شديد و زياد باشد، پرده را مي بنديم تا نور كمتري به اتاق وارد شود، وقتي چشم در محيط پر نور قرار مي گيرد مردمك تنگ مي شود تا مقدار نور كمتري وارد چشم شود. به همين صورت وقتي چشم در محيط كم نور قرار مي گيرد مردمك گشاد مي شود تا نور بيشتري وارد چشم شود.

اتاق قدامي

اتاق قدامي فضاي كوچكي است كه بين قرنيه و عنبيه قرار دارد. در اين فضا مايعي به نام زلاليه جريان دارد كه به شستشو و تغذيه بافت هاي داخل چشم كمك مي كند. همانطور كه در يك استخر براي پاك ماندن استخر مرتباً مقداري آب خارج مي شود و به جاي آن آب تصفيه شده وارد مي شود، در چشم هم مرتباً مقداري از مايع زلاليه خارج مي شود و مايع زلاليه جديدي كه در چشم توليد شده است جايگزين آن مي شود. اگر به هر دليلي تعادل بين توليد و خروج اين مايع به هم بخورد مقدار مايع زلاليه در چشم افزايش پيدا مي كند و فشار داخل كره چشم از حد طبيعي بيشتر مي شود. (مقدار طبيعي فشار چشم در افراد بالغ بين 10 تا 21 ميلي متر جيوه است). بالا رفتن فشار چشم به پرده شبكيه و عصب بينايي آسيب مي زند و باعث بيماري آب سياه يا گلوكوم مي شود.

عدسي

عدسي يك ساختمان شفاف در پشت عنبيه است كه در متمركز كردن دقيق پرتوهاي نور بر روي شبكيه به قرنيه كمك مي كند. ضخامت عدسي چشم در شرايط مختلف تغيير مي كند و بسته به آنكه شيء مورد نظر در چه فاصله اي از فرد قرار داشته باشد ضخامت عدسي كم و زياد مي شود. بنابراين فرد مي تواند اشياء را در فواصل مختلف (از بي نهايت تا حدود 20 سانتي متري و گاهي نزديك تر) به طور واضح ببيند. هرچه سن افراد بيشتر مي شود قدرت تغيير شكل عدسي كمتر مي شود به طوري كه در حدود سن 40 سالگي قدرت تغيير شكل عدسي آنقدر كم مي شود كه اكثر افراد براي ديدن اشياء نزديك و انجام كارهايي مثل مطالعه و خياطي به عينك كمكي براي ديد نزديك (عينك مطالعه) نياز پيدا مي كنند. اين همان حالتي است كه به آن پير چشمي گفته مي شود.

با گذشت سن علاوه بر آنكه قدرت تغيير شكل عدسي كم مي شود ميزان شفافيت عدسي هم كم مي شود. گاهي كدورت عدسي آنقدر زياد مي شود كه مثل پرده اي ديد فرد را تار مي كند. اين كدورت عدسي را اصطلاحاً آب مرواريد يا كاتاراكت مي گويند.

زجاجيه

زجاجيه مايع ژله مانند شفافي است كه داخل كره چشم را پر مي كند و به آن شكل مي دهد.. زجاجيه از پشت عدسي تا روي پرده شبكيه وجود دارد.. با گذشت سن ساختمان ژله مانند زجاجيه تغيير مي كند و در بعضي جاها حالت آبكي پيدا مي كند. در اين حال بعضي قسمت هاي زجاجيه شفافيت خود را از دست مي دهد و سايه اي روي پرده شبكيه مي اندازد كه فرد آن را به صورت اجسام شناور كوچكي مي بيند كه مثل مگس در ميدان بينايي بالا و پايين مي روند. اين حالت اصطلاحاً مگس پران گفته مي شود.

شبكيه

شبكيه يك پرده نازك حساس به نور (شبيه فيلم عكاسي) است كه در عقب كره چشم قرار دارد. پرتوهاي نوري كه به شبكيه برخورد مي كنند به پيام هاي عصبي تبديل مي شوند كه از طريق عصب بينايي به مغز منتقل مي شوند و در مغز تفسير مي شوند.

در شبكيه انسان انواع مختلفي از سلول هاي گيرنده نوري وجود دارد كه ميزان حساسيت آن ها به نور متفاوت است. گيرنده هاي نوري استوانه اي بيشتر براي ديد در محيط هاي تاريك به كار مي روند. گيرنده هاي مخروطي براي تشخيص رنگ و جزئيات ظريف تمايز يافته اند. ترتيب قرار گيري اين سلول ها در شبكيه طوري است كه در ناحيه مركزي شبكيه (ماكولا) تعداد گيرنده هاي مخروطي بيشتر است. بنابراين وقتي فردي به صورت مستقيم به شيئي نگاه مي كند تصوير آن شيء مستقيماً روي ماكولا در جايي مي افتد كه تعداد سلول هاي مخروطي بيشتر است و در نتيجه شيء با وضوح بيشتري مشاهده مي شود.

مشيميه

مشيميه پرده نازك سياه رنگي است كه دور شبكيه را احاطه كرده است. اين پرده تعداد زيادي رگ هاي خوني دارد كه مواد غذايي را به بخش هايي از شبكيه مي رساند. به علاوه سلول هاي اين لايه حاوي تعداد زيادي رنگ دانه سياه ملانين است كه رنگ سياهي به اين بخش از چشم مي دهد. وجود رنگ سياه مانع از انعكاس نورهاي اضافي در داخل كره چشم مي شود و به تشكيل تصوير واضحتر كمك مي كند.

صلبيه

صلبيه بخش سفيد رنگ نسبتاً محكمي است كه دورتا دور كره چشم به جز قرنيه را مي پوشاند و از ساختمان هاي داخل كره چشم محافظت مي كند. اين بخش از چشم اثر مستقيمي در فرايند بينايي ندارد و در واقع مثل يك اسكلت خارجي از كره چشم محافظت مي كند.

عصب بينايي

عصب بينايي كه رابط كره چشم و مغز مي باشد از عقب كره چشم خارج مي شود و از طريق سوراخي در استخوان پروانه اي جمجمه به مغز مي رسد. اين عصب پيام هاي بينايي را به مغز ارسال مي كند و اين پيام ها در مغز تفسير مي شوند.

عضلات چشم

براي آنكه ما بتوانيم اشياء را در جهات مختلف ببينيم لازم است بتوانيم چشم را در جهات مختلف بالا، پايين، چپ و راست بچرخانيم. حركات كره چشم در هر چشم به وسيله 6 عضله كوچك كه به اطراف كره چشم مي چسبد كنترل مي شود. بيماري اين عضلات و يا عدم هماهنگي آن ها مي تواند به انحراف چشم يا لوچي منجر شود.

 
 

 :: ساختمان چشم انسان

 :: بيماريهاي چشمي

 :: جراحي هاي چشم

 :: دانستنيهاي چشم

 :: سؤالات رايج

 :: سؤالات خود را بپرسيد


 :: Ophthalmology Review

 :: برنامه هاي آموزشي


 :: چرا اين كلينيك؟

 :: پزشكان نور

 :: اخبار نور

 :: تماس با كلينيك


 

 جستجو:


   برگرفته از سایت :
http://www.blogfa.com/Desktop/Default.aspx?t=404131158
+ نوشته شده توسط رضوان انتشاری در یازدهم اسفند 1385 و ساعت 0:18 |
تولید سلول های انسولین ساز با استفاده از سلول های بنیادی جنینی

:: پرهام جبارزاده :: 

 دانشمندان یکی از شرکت‌های بیوتکنولوژی آمريکايی به روش جدیدی برای تبدیل سلول‌های بنیادی جنینی به سلول‌های وابسته به لوزالمعده تولید کننده انسولین دست یافتند.

محققان در این خصوص اظهار داشتند: برای جایگزین کردن سلول‌های بنیادی جنینی به سلول‌های انسولین ساز که به دلیل افت سیستم ایمنی بدن در نتیجه گسترش دیابت نوع اول از بین رفته اند، به انجام سال ها تحقیق و آزمایش نیاز است.

سلول‌های بنیادی جنینی از قابلیت تبدیل به انواع مختلفی از بافت‌های بدن برخوردارند و در این تحقیق دانشمندان از این سلول‌ها برای ساخت انواع متفاوتی از بافت‌ها بهره گرفتند. 

اگرچه این تحقیق نسبت به مطالعات پیشین از مزایایی برخوردار است، اما نیویورک تایمز به نقل از محققان خبر داد: سلول‌های ساخته شده در این محیط آزمایشگاهی قادر به افزایش یا کاهش فرآورده‌های انسولین در واکنش به تغییرات ایجاد شده در میزان قند خون نیستند.

به گفته يکی از اين محققين، دلیل عدم برخورداری از چنین خاصیتی این است که این سلول ها اگرچه به سلول‌های انسولین ساز در جنین انسان شباهت دارند، اما بلوغ نیافته اند. 

خبرگزاری مهر


+ نوشته شده توسط رضوان انتشاری در هشتم اسفند 1385 و ساعت 23:44 |
درمان پارکینسون با سلول های بنیادی دارای عوارض جانبی است

:: پرهام جبارزاده ::

بهبود مبتلایان به پارکینسون توسط سلول های بنیادی، می تواند با خطر ابتلا به سرطان همراه باشد.

به گزارش نيچر، بیماری پارکینسون نورون هایی را که تولید ناقل دوپامین را می کنند، از بین می‌برد که این امر موجب اختلالات حرکتی در افراد می شود. بیشتر درمان‌هایی که صورت می گیرد توسط وارد کردن دوپامین به صورت دارو به بدن است. اما محققین به دنبال درمان آن توسط جایگذینی نورون‌های دوپامین با سلول های بنیادی جنینی هستند. محققین کالج پزشکی کرنل که مجری این پروژه تحقیقاتی بوده اند می گویند تولید تعداد کافی از سلول‌های سالم مشکل است زیرا چندین نوع نورون دوپامین وجود دارند و تمام نورون های دوپامین به صورت یکسانی تولید نمی شوند.

گولدمن و همکارانش در نشریه پزشکی نیچر گزارش کردند که راهی را یافته اند که می‌توانند سلول‌های سالمی را تولید کنند. این نورون ها متعلق به بخشی از مغز هستند به نام ماده سیاه (Substantia Nigra) که مسئول ارسال پیام‌های حرکتی می‌باشد.

این گروه بافت میان مغز (midbrain) را که نورون‌های دوپامین را می سازد، از جنین انسان برداشته و سلول‌های گلیال را استخراج کردند. سلول‌های گلیال وظیفه پشتیبانی و حمایت از رشد نورون را بر عهده دارند. آنها سلول‌های بنیادی را در محیط کشت غنی از گلیا کشت دادند. گولدمن می گوید “آنچه ما دنبال آن بودیم نه تنها بازسازی محیط رشد و نمو مغز بود تا کیفیت نورون‌های تولید شده دوپامین بهبود یابد بلکه این بود که آن نوع از نورون‌هایی را تولید کنیم که می‌خواهیم”.

مسئول این گروه تحقیقاتی ادامه می‌دهد: “زمانی که نورون‌های دوپامین به مغز موش‌هایی با علایم پارکینسون پیوند زده شدند، نتایج خیلی مثبت بودند. تقریبا این جانوران وضعیت حرکتی طبیعی داشتند اما عوارض جانبی وجود داشت. هر پیوند سلول‌های بنیادی، سلول‌های تمایز نیافته‌ای را نیز با خود همراه دارد که نمی توانند به نورون تبدیل شوند. این سلول‌های تمایز نیافته برای ایجاد توده‌های سرطانی مستعدند. این سلول‌ها می توانند تقسیم شده و ایجاد تومور کنند، موش‌ها قبل از اینکه تومور در آنها پدید آید کشته می شدند.”

درمان با سلول های بنیادی جنینی این عوارض جانبی را نشان می‌دهد و برای دوری از این عوارض، سلول‌ها باید جدا شده و  سلول‌های تمایز یافته از بین آنها استخراج شوند.

گروه‌های تحقيقاتی دیگر به وسیله ژن درمانی اقدام به درمان پارکینسون کرده اند؛ بدین صورت که نورون های مغز را به گونه‌ای تحریک کنند که دوپامین بیشتری تولید کند. چندی پيش یک شرکت بیوتکنولوژی موفقیت در این امر را گزارش کرده است. آنها یک ویروس بی ضرر را که ژن دوپامین را با خود حمل می کرد وارد مغز بیماران نموده‌اند. تمام بیماران حدود 25 درصد بهبودی را در علایم پارکینسون نشان دادند.

به گفته گلدمن، ژن درمانی مشکلات خاص خود را دارد که یکی از آنها نحوه کنترل و تنظیم بیان ژن است. لذا همانند درمان با سلول‌های بنیادی، اين روش نيز هنوز امیدوار کننده نیست. در نهایت بايد نتیجه گرفت که هیچکدام از این روش‌ها هنوز ايمنی لازم جهت اعمال بر روی انسان را ندارند و مشکلات انها باید برطرف شوند.

منبع: پایگاه زیست شناسی ایران به نقل از نيچر


+ نوشته شده توسط رضوان انتشاری در هشتم اسفند 1385 و ساعت 23:43 |

در باره درد معده چه می دانید ؟ 

ترشح بيش از حد شيره معده در اين ناحيه به علت حضور يك باكتري به نام «هليكوباكتري» است. اين باكتري كه 20 سال پيش توسط دو پزشك استراليايي كشف شد با تحريك اين ناحيه منجر به ترشح بيش از حد اسيد معده مي‌شود.  هر كدام از افراد دست كم يكبار درد معده را تجربه كرده‌اند.


خالي ماندن طولاني مدت معده يا پر بودن بيش از حد آن هر دو مي‌توانند باعث ايجاد درد شوند. معده يكي از اعضاي دستگاه گوارش است و مانند كيسه كوچكي است كه دو سر دارد. اين كيسه بصورت عمودي در ناحيه شكمي و زير جناغ سينه قرار گرفته است. قسمت بالاي اين كيسه به مري متصل است. مري مواد غذايي بلعيده شده را از دهان به معده مي‌رساند. قسمت پاييني معده به روده كوچك متصل مي‌شود، مواد غذايي بعد از هضم در معده به روده كوچك مي‌روند.

بافت معده داراي عضلات نيرومندي است كه پس از ورود غذا به معده با انقباض و انبساط به محتويات درون معده فشار مي‌آورد و موجب له‌شدگي بيشتر مواد غذايي و آسانتر شدن عمل هضم مي‌شود. هضم بيشتر مواد غذايي در معده صورت مي‌گيرد. ديواره دروني بافت معده شيره‌اي ترشح مي‌كند كه از نظر شيميايي يك تركيب اسيدي است. اين تركيب اسيدي مواد غذايي را تجزيه و آماده جذب به خون مي‌كند. سلول‌هاي جدار دروني معده خود نسبت به اين اسيد مقاوم هستند. در محل ورود مواد غذايي به معده از مري و محل خروج اين مواد از معده به سمت روده ‌كوچك دو عضله كوچك حلقوي قرار گرفته‌اند كه به دو كش كوچك دو سر كيسه مي‌مانند. قابليت انقباض اين عضلات فضاي درون معده را به محوطه‌ بسته‌اي تبديل مي‌كند كه مواد غذايي و شيره اسيدي در آن خوب مخلوط و غذا هضم مي‌شود.
 

اگر عضله كوچك حلقوي سر معده كه در محل اتصال مري به معده قرار گرفته است خوب بسته نشود اسيد معده به مري پس‌زده مي‌شود. جدار دروني لوله مري نسبت به اين اسيد مقاوم نيست و دچار آسيب مي‌شود. عوامل متعددي مي‌توانند موجب شوند كه اين عضله كوچك خوب بسته نشود. عواملي مانند پر بودن بيش از حد معده، غذاهاي پر ادويه و چرب يا واكنش عصبي و حساسيت بافت معده نسبت به يك ماده غذايي. اين پس‌زدگي كه به ترش كردن معروف است اگر بصورت مداوم تكرار شود باعث سوختگي يا زخم در اين ناحيه مي‌شود.

اما آنچه شايع‌تر است و اغلب به عنوان التهاب يا زخم معده مطرح مي‌شود در ناحيه انتهايي معده و محل اتصال معده به روده اتفاق مي‌افتد. التهاب يا در موارد پيشرفته، زخم در اين ناحيه نيز از آسيب‌هاي شيره اسيدي معده است. ترشح بيش از حد اسيد بافت اين منطقه را از بين مي‌برد. 

20 سال طول كشيد تا اين تئوري به اثبات رسيد. اين كشف ارزشمند جايزه نوبل پزشكي سال 2005 ميلادي را براي كاشفان به ارمغان آورد و برگ جديدي به دانش پزشكي افزود. راه درمان اين بيماري استفاده از آنتي‌بيوتيك‌هاست. با از بين رفتن باكتري التهاب بافت معده بهبود مي‌يابد. تحقيقات پژوهشگران نشان مي‌دهد حضور اين باكتري در معده ساكنين مناطق خاصي از دنيا مثل جنوب و غرب آسيا شيوع بيشتري دارد. هليكو‌باكتري مي‌تواند تا مدتها در معده فرد بماند بدون آن كه موجب بيماري شود. هنوز مشخص نيست كه چگونه و در چه شرايطي اين باكتري فعال مي‌شود. اما مصرف غذاهاي چرب يا پر ادويه در اين منطقه جغرافيايي عاملي است كه مي‌تواند موجب تحريك شود.

www.iranmania.com شنبه ۲۷ /۳/۸۵
+ نوشته شده توسط رضوان انتشاری در سوم اسفند 1385 و ساعت 23:23 |

تب دانگ

 DENGUE HAEMORRHAGIC FEVER

تب دانگ كه اصطلاحاٌ به تب استخوان شكن نيز معروف است در كشورهاي گرمسير و نيمه‌گرمسير ديده شده است و از سال 1969 در منطقة كارائيب شامل كشورها Perto Rico و آمريكا، و در جزاير Virgin اپيدمي هايي گزارش شده است و مواردي به عنوان موارد وارداتي از كشور هائيتي به آمريكا گزارش شده است.

آربوويروس مسبّب اين بيماري، از جنس flavivirus با چهار سروگروپ مشخص مي باشد كه توسط پشه هاي آيدس به انسان منتقل مي شود.

تب هموراژيك دانگ
اين بيماري معمولاٌ در كودكان زير 10 سال كه در منطقة آندميك تب دانگ زندگي مي كنند ديده مي شود. بيشترين مناطق آندميك آن عبارتند از آسياي جنوب شرقي، چين و كوبا كه معمولاٌ علائم حاد در طي چند روز با علائم شكم‌درد، خونريزي و نارسايي گردش، بروز مي نمايد. اين بيماري همچنين تب فيليپيني، Thai، و تب هموراژيك آسياي جنوب شرقي خوانده مي شود

تب دانگ و تب هموراژيك دانگ و سندروم شوك دانگ توسط چهار سروتايپ از ويروس دانگ ايجاد مي شود و اين ويروس ها جزو مهمترين آربوويروس ها محسوب مي شوند كه در انسان ايجاد عفونت مي نمايند و مي توانند از نظر مرگ و مير و حداقل از نظر ايجاد عفونت، حائز اهميت فوق‌العاده باشند. شايان ذكر است كه اين بيماري ها به عنوان بيماري هاي بازپديد در آمريكاي لاتين در طي 20 سال گذشته مطرح شده اند و اين امر تنها به منطقة آمريكاي لاتين خلاصه نمي گردد بلكه مناطقي از كارائيب را نيز در برمي گيرد.

تب دانگ بيمارى ويروسى است كه به دو فرم ساده و خونريزى دهنده تظاهر مى كند كه ناقل آن پشه خاكى است كه در جنوب شرق آسيا به شدت رايج است.  در گذشته اين بيمارى در مناطق روستايى ديده مى شد گفت: به دليل مهاجرت هاى بى رويه مردم به شهرها تب دانگ به بيمارى شهرى مبدل شده و در شهرهاى بزرگ با شرايط بهداشتى نامناسب تظاهر مى كند. هم اكنون در مناطق وسيعى همچون اندونزى، سريلانكا و هندوستان بروز كرده است به نحوى كه سال گذشته مواردى از آن در پاكستان گزارش شده است

موارد تب دانگ در ۵ سال اخير در منطقه جنوب شرق آسيا گسترش چشمگيرى يافته است ولي تا كنون موردى از اين بيمارى در كشورايران گزارش نشده ولى با افزايش موارد بيمارى و تغيير منطقه جغرافيايى احتمال سرايت آن به ايران وجود دارد.
  تب، سردرد، درد عضلانى و بعضا بثورات جلدى از علايم تب دانگ است.
  در فرم خونريزى دهنده آن بيمار از ناحيه دهان، بينى و دستگاه گوارش دچار خونريزى مى شود كه اگر فرد در جريان بيمارى دچار مرگ نشود ظرف ۲ هفته بيمارى بهبود مى يابد.
  دارويى براى بيمارى تب دانگ استفاده نمى شود و كليه درمانها تجربى است به عنوان مثال، در صورت بروز خونريزى، خون تجويز مى شود.
  در فصل شيوع اين بيمارى (گرما)  ، رعايت نكاتى از قبيل عدم مسافرت به اين مناطق، الزامى است.
لذا به افرادى كه قصد مسافرت به اين مناطق را دارند توصيه مي شود كه بهداشت فردى را رعايت و از آب آشاميدنى سالم استفاده كنند و قبل از سفر به پزشك مراجعه نمايند و تحت معاينه قرار گيرند.
بر اساس برآورد سازمان جهاني بهداشت سالانه 50 ميليون نفر مبتلا به اين بيماري مي‌شوند. تنها راه مؤثر مبارزه با اين بيماري مقابله با پشه ناقل آن است. لذا بهسازي محيط زيست از طريق جمع‌آوري زباله‌ها و مكانهايي كه ممكنست آب باران و آبهاي سطحي در آنها ذخيره شود از اقدامات ضروريست. به طور مثال لاستيكهاي فرسوده اتومبيل كه آب باران در آنها جمع مي‌شود محل مناسبي براي رشد و تكثير پشه است. بنا به اين گزارش جديدترين اخبار حاكي از بروز 32 مورد اين بيماري در عربستان سعودي است. همچنين موارد اين بيماري بعد از زمين لرزه تسونامي در شرق آسيا رو به افزايش است. لذا با توجه امكان ابتلاي هموطنان در اثر مسافرت به كشورهاي آلوده به اين بيماري استفاده از اسپري‌ها و تركيبات دوركننده حشرات در مدت اقامت در كشورهاي فوق مي‌تواند در حفظ سلامت آنان مؤثر باشد.

Copyright ©2000-2004 irteb! Inc. All rights reserved
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 0:20  توسط فاطمه پورقاسمیان 
+ نوشته شده توسط رضوان انتشاری در سوم اسفند 1385 و ساعت 23:18 |